هنوز آسمان ترک می خورد
و این روزهای متبلور
فریب منشورها را
در کنه ثانیه هایشان
مرور می کنند
با شروع این فصل های آهکی
سیل آسا ترین باران هم
از پس بیدار کردنشان
بر نخواهد آمد
مگر می شود ندید
باد بادک هایی را که
از درزهای آسمان
خطوط سرگردانی را
نشانه رفته اند
با این همه نخ
با این همه دست های آویزان
فقط خدا به خیر کند...
وقتی پاهای عریانمان
در قالب های گچی
انقباض لحظه هارا
درد می کشند
تنها کفایت یک غفلت
قعر دریا را
برای تعطیلات ابدیمان
رزرو خواهد کرد
|
+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در یکشنبه هفتم اسفند 1384 و ساعت 12:50 |