تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
این غزل یه خط بطلانه روی کارای قدیمم

اینم از آخرین غزل من :

خوشحال می شم از نظراتتون بهره مندم کنید


غروب می کند احساس من لب ساحل

که منتظر شود این کفش های تا سر گل

و حجم وحشی این موج ها که می لغزند

ادامه داد مرا تا به جنگل ساحل

چه جیغ خیس عجیبی است مرغ دریایی

که تخم چشم مرا در بیاورد کامل

میان ماسه و خرچنگ و بی قراری باد

پریده حس گریز از سرم و چه مشکل

همیشه حل شده این دست و پا زدن هایم

که غرق می شوم و غرق غرق نا غافل

d

چه انتخاب قشنگی: بمانی و بروم

تمام شد؟ چه عجب !بعد از این همه دل دل

d

غروب می کند آب از لب لب خورشید

بخار می شود اکسیژن سفر ای ذی ال

جلال والجبروت ای خدای دریایی

نمی کنید جواز مرا چرا باطل؟

 

در آخر نوروز باستانی بر همه خوش

 و مانا باشید

قسمت درباره ی وبلاگ پایین صفحه است

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 20:14 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar