تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد

سلام سال جدید را با یک غزل (که خودم دوستش دارم ) آغاز می کنم

دروغ گفتم و قلبم که غرق واهمه شد

شبیه حس عجیبی دچار همهمه شد

نشد دوباره بخوانم چکامه هایم را

که خانه خانه ی تکرار و بغض و زمزمه شد

شبی که جرم من اقرار بندگی تو بود

شهاب چشم تو رقصید و من محاکمه شد

و  ربنای  قنوتم  که  داغ  هرم  تو  بود

شبیه بهت مذاب دعای علقمه شد

به نام جذبه ی چشمان حیرت انگیزت

که از طلسم نگاهت دلم مجسمه شد

قسم به برق نگاهت که خواستم با من...

نصیب من نشد اما ستاره ی همه شد

نشد دوباره بخوانم چکامه هایم را

دروغ گفتم و قلبم دچار همهمه شد

 

آرزومند آرزوهای خوب شما...

خدایا رهایی از این طلسم...چه وقت؟

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در جمعه یازدهم فروردین 1385 و ساعت 19:9 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar