بنال بلبل اگر با منت سر یاریست...
سلام ...
این بار با یه کار سپید در خدمتتون هستم :

شما دست هایتان مسری بود
و انگشت هاتان مثل خلال دندان
در جعبه های کوچک صدتایی به حراج رفت
وقتی علامت سکوت را
ـ با مارک انگشت شهادت ـ
بر حدفاصل لب و بینی تان خال کوبی کردید
چشم هاتان مسری شد
و من در ابتدای خیابان موروثی مان
آخرین رهگذران را وا گرفتم
شما حضورتان مسری بود
و مثل موجودات تک یاخته
تف کردید به تکامل من
و سلول هایم را...
اصلآ لعنت به درد... به مرض... به سیصد و شصت درجه ی این محیط
شما که آینه ها را رها نخواهید کرد...
|
+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 16:27 |