تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دیگر هیچ چیز اهمیت نخواهد داشت و نداشت!
این هم پست جدید: (کاری قدیمی در حد فسیل)

 

شاخ هایم را هرس کن

و شاخه هایم را

بگذار در بیاورم

سر از پوسته ی هر دانه ای

و اهمیت برایت نداشته باشد

خاک را به خیش می کشم یا به خویش

¤

بی حرف پیش

با حرفهای پس

می خواهم لالایی بخوانم

خوابت نمی گیرد

فرکانس احوال مرا

¤

پیش می روم که پس نیفتی

تااین کتاب خواب تعبیر شود

در خماریش

کابوس می گیری

ماهی های آشفته ی خیالاتم را

که در لجنزار

زار زار

مرده است 

اشک هایشان...

ا

از اینکه ایجاز رعایت نشده بود شرمنده

چون لازم داشت...

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:30 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar