تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بسه دیگه قایم موشک

انگار سلام ...

 

 

گاهی دلم برای خودم می خورد به هم

تازه همیشه منتظرم بوده متهم

 

که پشت تازیانه به زنجیر متصل

با چشم های منجمد و دست های ول

 

هی تو سری نزن کمرم درد می کند

یک ثانیه نشده عقب گرد می کند

 

تا رد تازه ی من و تو کشف ... بی خیال!

"دس روی دس نذار ، یه کاری بکن عیال"

 

بیخود مرا شبیه خودت خواب دیده ای

پاشو، سکانس دو ، حرکت! خواب دیده ای؟

 

مثل کسی که تازه دلش تنگ می شود

خُرُپفی بهانه ی آهنگ می شود

 

از پلکان به سمت شما راه، نقطه چین

نابود می شود تَ تَ تق آرزوی مین

 

باور نکن خودم که خودم را نخورده ام

صد بار پیش ، بیت صدم را شمرده ام

 

فریاد روی پلک شما خیس می خورد

دورید از گذشته ی شب ، بچه های بد

 

از آسمان گلوله به فرق زمین نشست

روی هراس، دلهره ی بدترین نشست

 

کابوس نیست ، این همه تکرار مردم است

غول آدمی شکفته که بی شاخ و بی دم است

 

گفتم چه می شود ! به خدا حدس می زدم

با این تگرگ خسته و این بغض دم به دم

 

حالا بیا ، بیا و زمان را نشانه کن

توی وقوع بمب اتم ، نرم خانه کن

 

 

همین!

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 17:47 | 
بوی مشک ختن از باد صبا می آید ...
راستش وقتی آدم حرفی برای گفتن نداشته باشه دو ماه سکوت چیز عجیبی نخواهد بود!

حالا هم که دوباره اومدم صرفن به خاطر احساس دینی بود که به این محیط مجازی دارم...

این دو بیت هم محض خالی نبودن عریضه :

 

شب دست پاچه می شود وماه سر به نیست

گودال آب چشم مرا در می آورد

تا بغض خاک کفش تو را زیر و رو کند

جای کلاه دست قضا سر می آورد

 

 

فعلن !

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:22 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar