علم پست مدرن به مثابه ی جستجوی بی ثباتی ها
در دو دهه ی گذشته کاغذهای زیادی را درباره ی پست مدرن سیاه کرده اند
جریان فکری ای که می پندارند جایگزین تفکر عقل گرایانه ی مدرن شده است.
با این وجود اصطلاح "پست مدرنیسم" کهکشان مبهمی از ایده ها را در بر می گیرد .
کانون توجه ما به جنبه های فکری معینی از پست مدرنیسم محدود است که بر علوم انسانی و اجتماعی تاثیر گذاشته است :
شیفتگی نسبت به گفتمان های مبهم - نوعی نسبت گرایی معرفت شناختی مرتبط با شکاکیتی کلی نسبت به علم مدرن - علاقه ی شدید به باورهای شخصی یا سوبژکتیو فارغ از صدق یا کذب آن ها و تأکید بر گفتمان و زبان در تقابل با امور واقعی که گفتمان ها به آن ها اشاره می کنند ( یا از این هم بدتر - رد این ایده که امور واقع وجود دارند یا این که کسی می تواند به آن ها اشاره کند و ارجاع دهد)
مدرنیسم خام اندیشانه ( باور به پیشرفت نا محدود و مداوم - علم گرایی - اروپا محوری فرهنگی و غیره )
نیازمند تصحیح بود و بسیاری از ایده های "پست مدرن" ایده هایی که به شکلی معتدل بیان شده اند
این تصحیح را امکان پذیر می سازند .
چیزی که از آن انتقاد می شود شکل افراطی پست مدرنیسم و نیز پریشان فکری هایی است که در شکل های معتدل تر پست مدرنیسم وجود دارد پریشان فکری هایی که به تعبیری از شکل افراطی پست مدرنیسم به ارث برده اند.
و و و و ...

نمی دونم خودم تا چه حد نسبت به صحت و سقم این مطالب ایمان دارم ولی اونچه که مسلمه از قدیم الایام حرف حساب بی جواب می ماند و امیدوارم بیش از این متحیر و انگشت به دهان در وادی پست مدرنیسم دست و پا نزنیم . هر چند تب این سراب پرده ی چشمامونو پایین بندازه و گوشامونو پر از هوا کنه !
تا چه پیش آید...
|
+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در دوشنبه ششم شهریور 1385 و ساعت 13:40 |