تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اصفهانی که فرهنگش را با بهاران آزادی چنج نمود.
اصفهانی که فرهنگش را با بهاران آزادی چنج نمود.

دیر زمانی است که شکوفه های رنگارنگ انواع شعر فارسی در مهد تمدنمان ( پایتخت فرهنگی عزیزمان ) عجیب به ثمر نشسته است.

پای هر درختی که می نشینی و لب هر رودی که می ایستی(!) و خلاصه از ۱تا n دکمه های کنترل هر تلوزیونی را که می زنی میوه های الوان و درختان پرصلابت شعر اصفهان را می بینی که گویی چشمک زنان به تو می گویند : " بهاران آزادی مبارکمان ..."

آری اینگونه است که شهر استاد پرورمان استادانی پروار در اندازه ها و طرح های مختلف راهی بازار کرده که از هر نظر قابلیت رقابت با انواع تولیدات مشابه خارجی و داخلی را دارا هستند و البته بچه نوچگان عزیز هم همواره پابه پای این دلیر مردان در همه ی صحنه ها حاضر شدند و راه را برای اساتید بهتر از جانشان هموار کردند . ( این هم یک نمونه جناس شبه اشتقاق )

این جاست که جا دارد درود بفرستیم به روان پاک شاعرکان ناکامی که کام دلشان برنیامد و نفسشان بر آمد .

بله! می بینم که سزاوار است نظر شما را به واج آرایی متحیرالعقول حرف (ک) هم جلب نمایم .

بگذریم...

خوب حالا نوبتی هم که باشد نوبت پرده برداری از چهره هایی است که از فرط مجحوفیدگی گونه هایی رو به انقراض معرفی شده اند و خدایی اش را هم که حساب کنیم می بینیم جای بسی ستم است اگر کمر به معرفی ترفندهای زبانی و مکانی و فضایی این عزیزان نبندیم.

با توجه به این قضیه که به هر جشنواره و محفل ادبی و فرهنگ نشستی که سر بزنیم و دفاتر کهنه ی موریانه خورده ی هر سمینار ادبی را که باز کنیم چشممان به نام برخی استعدادهای در خشان"dorkhashan" شعر اصفهان می افتد که جز کوله بار کمرشکنی از سکه ها ی - به قول ما اصفهانی ها - "نیرز" "nayarz" بهار آزادی مورد هیچگونه لطف و مرحمتی واقع نشده اند . توجه کنید ! ( هیچ گونه )

فعلا مجال کوچکی می دهیم برای عرض تسلیت به این نوباوگان کشف نا شده ....

خوب سخنمان را پی می گیریم .

چهره های غریب مانده ای که منتهای سعی و تلاش خود را برای غنای ادبیات پایداری ...شهادت ...جانبازی ووو... ابراز داشته اند و کماکان بدون هیچ چمشداشتی به فعالیت ارزشمند و والای انسانی خود می پردازند .

زبان از واگویه ی این مصیبت ها عاجز می ماند .

خوب از پتانسیل بارور !!!بعضی!!! غزلسرایان اصفهان بگویم که خالی از لطف نخواهد بود . ابتدا صرفا جهت جلوگیری از چشم زخم جسارتا نیم من اسپند فرد اعلا داده ایم دود کنند تا سخنمان را پی بگیریم.

از آنجایی که این چهره های بسی فروتن ابرام عجیبی در نا شناخته ماندنشان دارند برای آوردن نمونه دستمان خالی ماند ...

بدین جهت فعلا با معرفی قالب کار یکی از هنرمندان بسیار با ذوقمان شروع می کنیم .

فرمول : چار چوب یک غزل عاشقانه + تعدادی مولفه x و y = سکه

شما می توانید با تغییر و جایگذاری واژه های مورد نظرتان به جای x و y یک غزل را در n جشنواره شرکت دهید و با n عنوان و موضوع و مناسبت سکه دریافت کنید .

برای مثال :

در غزل عاشقانه : بانو = x

در غزل مذهبی : آقا = x

در غزل عاشقانه : آغوش = y

در غزل سیاسی : پاپوش = y ( سیاسی؟؟)

*برای جلوگیری از سو استفاده از ذکر باقی نمونه ها امتناع می ورزیم ( با تشکر مولفی که سال هاست مرده )

سخن از آن جا آغاز شد که عندلیبان نغمه خوان مژده ی روز نو و روزی نو آوردند و هفت سین نادر شاعرانی که معرف حضورتان باید باشند به جز یک سین ناقابل از کلیه سین ها محروم ماند.

و آن ها هم که بخیل نیستند ببینند ما به جز آن یک سین ( که قرار شده اگر خدا بخواهد با یک عدد ۱ ریالی عتیقه جای خالی و چه بسا خیالیش را پر کنیم ) همه سین ها را اعم از سیر و سنجد و سرکه و به ویژه سماق د ر مرکز ثقل سفره مان گرد آوری کرده ایم .

مایه ی مباهات است که از همین جا اعلام کنم برخی چهره های در پس پرده مانده ی شعر اصفهان علاوه بر درنوردیدن مرزهای شهور(!) داخلی مفتخر به قدم گذاری به " اون ور مرزها " گشته اند . و قرار شده اشعارشان در ژورنال های اجنبی به طبع برسد . البته جا دارد که متذکر شوم این پدیده برای اولین بار رخ ننموده و علاوه بر نمونه های موجود قبلی مسئولین قول داده اند در کتب پیش دبستانی و پس دبستانی هم بعضی کارهای پر مغز ( که البته بچه ها به دلیل مصون بودن از چربی خون مجاز به استفاده از آنند ) به چاپ و شاید به چاپ مجدد هم(؟) برسند. الله اعلم !

در آخر به این نتیجه می رسیم که جز یک مشت شاعرنما های سپید سرا و ترانه سرایان گمراه و ... و بنده ی حقیر! - البته اگر خدا قبول کند - هیچ لکه ننگی بر دامان پاک و مقدس شعر اصفهان مشاهده نشد.

و این دستان ادامه دارد ...

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 16:50 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar