تبليغاتX
> چکامه >
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مثل همیشگی ها
هیچ وقت مقدمه چینی بلد نبودم خوشبختانه یا هر چیز دیگه ای

فقط اینکه خیلی  وقت بود که باید می بودم و نشد و اینم یه چارپاره که خوب معلومه که جدیدم نیس :

 

 

بی مخاطب ترین رسانه تو باش

برسانم به هر کجا که رسید

برسانم به هر کجا شب نیست

برسانم به هر کجا خورشید

 

شاید امروز کودکی بودم

عاشق چند دفتر فیلی

روی اوجی که آخر دنیاست

شاید احساس روز تعطیلی

 

نه! تهی تر تهی و بی ابعاد

من اتاقی بدون پنجره ام

و دو تا دست در دل دیوار

ردپای جنون پنجره ام

 

من خودم خواستم زمین بخورم

تا که این قبر لانه ام باشد

خاک خورده ترین قفس بشوم

تا که مرگ آشیانه ام باشد

 

بی مخاطب ترین رسانه تو باش

نیمه شب پاشو روزنامه بخر

و خودت تیتر صفحه ی اول

و خودت باش و روزنامه بخر

 

من که درگیر این تنیدگی ام

سنگ پشتی که بال می بافد

روی سرشاخه های خوشبختی

دور ذهنش خیال می بافد

 

تا بعد ...

|+| نوشته شده توسط پریا تفنگ ساز در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 8:59 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar